همه چی دونی

پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389

عنوان: فرق دختر و پسر در گرفتن پول از عابر بانک

نویسنده: مجید   

پسرها

با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه میذارن
کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن
پول و کارت رو میگیرن و میرن

دخترها

با ماشین میرن دم بانک
در آینه آرایششون رو چک میکنن
به خودشون عطر میزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن
در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن
در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن
بلاخره ماشین رو پارک میکنن
توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن
کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه
کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون
دنبال کارت عابربانکشون میگردن
کارت رو وارد دستگاه میکنن
توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن
کد رمز رو وارد میکنن
۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن
کنسل میکنن
دوباره کد رمز رو میزنن
کنسل میکنن
دوست پسرشون رو صدا میزنن که کد صحیح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو میزنن
دستگاه ارور (خطا) میده
مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن
دستگاه ارور (خطا) میده
بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم میذارن
پول رو میگیرن
برمیگردن به ماشین
آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن
توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن
استارت میزنن
پنجاه متر میرن جلو
ماشین رو نگه میدارن
دوباره برمیگردن جلوی بانک
از ماشین پیاده میشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم
سوار ماشین میشن
کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده
آرایششون رو توی آینه چک میکنن
احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن
مندازن توی خیابون اشتباه
برمیگردن
میندازن توی خیابون درست
پنج کیلومتر میرن جلو
ترمز دستی رو آزاد میکنن. (میگم چرا انقدر یواش میره

نظرات() 

پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389

مشاغل اولیه مردان سرشناس

نویسنده: مجید   


نام

دلیل شهرت

شغل اول

آدولف هیتلر

دیكتاتور آلمان

نقاش پوستر

آلبرت انیشتن

فیزیكدان

منشی اداره ثبت

الویس پریسلی

خواننده

راننده كامیون

كلارك گیبل

هنرپیشه سینما

چوب بر

امیركبیر

صدراعظم ناصرالدین شاه

آشپز

او هنری

نویسنده

گاوچران

جرالد فورد

رئیس جمهور آمریكا

مانكن لباس مردانه

جوزپه گاریبالدی

انقلابی ایتالیایی

ملوان

جیمی كارتر

رئیس جمهور آمریكا

بادام كار

رونالد ریگان

رئیس جمهور آمریكا

هنرپیشه سینما

شون كانری

هنرپیشه سینما

بنا و راننده كامیون

نظرات() 

یکشنبه 26 اردیبهشت 1389

عشق از زبان بچه های 4 تا 8 ساله(بسیار زیبا)

نویسنده: مجید   

گروهی متخصص و محقق در یک تحقیق سوالی ازگروهی کودک خردسال پرسیده بودند که پاسخهای که بچه ها دادند عمیق تر و متفکرانه تراز تصورات بود .

سوال این بود :

 

معنی عشق چیست ؟؟؟؟؟

 


بیلی – 4 ساله ..... وقتی کسی شما رو دوست داره ! اسم شما رو متفاوت از بقیه می گه. وقتی اون شما رو صدا می کنه احساس می کنی که اسمت از جای مطمئنی به زبون آورده شده .

 

ربکا – 8 ساله ..... مادر بزرگ من از وقتی آرتروز گرفته نمی تونه خم بشه وناخن هاش رو لاک بزنه پدر بزرگم همیشه این کار رو براش می کنه حتی حالا که دستهاش آرتروز گرفتن .این عشقه

 

کارل – 5 ساله ..... عشق موقعیکه دختره عطر میزنه و پسره هم ادکلن !و دو تای می رن بیرون تا همدیگرو بو کنن ..

 کریستی -6 ساله ..... عشق وقتیه که شما برای غذا خوردن می رین بیرون و بیشتر سیب زمینی سرخ شده خودتون رو می دهید به دوستتون بدون اینکه از اون انتظار داشته باشید که کمی از غذای خودشو بده به شما .

 دنی – 7 ساله ..... عشق یعنی وقتی که مامان من برای بابام قهوه درست می کنه و قبل از اینکه بدش به بابا امتحانش می کنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه .

 

تری – 4 ساله ..... عشق اون چیزیه که لبخند رو وقتی که خسته ای به لبت میاره .

 امیلی – 8 ساله ..... عشق وقتیه که شما همش همدیگه رو می بوسید بعد وقتی از بوسیدن خسته شدید هنوز دوست دارید با هم باشید پس بیشتر با هم حرف می زنید .مامان بابای من دقیقا اینجورین.

 

بابی – 7 ساله ..... عشق همون باز کردن کادوهای کریسمسه به شرطی که یه لحظه دست نگه داری و فقط با دقت گوش کنی.

 

نیکا – 7 ساله ..... اگه میخوای دوست داشتن رو بهتر یاد بگیری باید از دوستی که بیشتر از همه ازش متنفری شروع کنی.

 

نوئل -7 ساله ..... عشق اون موقعس که تو به پسره می گی از تی شرتش خوشت اومده بعد اون هر روز همونو بپوشه .

تامی -6 ساله ..... عشق مثله یه پیرزن کوچولو و یه پیرمرد کوچولو می مونه که هنوز با هم دوست هستن حتی بعد از اینکه همدیگر رو خیلی خوب می شناسن .

 

کیندی – 8 ساله ..... موقع تکنوازی پیانو .من تنهای روی سن بودم و خیلی هم ترسیده بودم . به تمام مردمی که منو نگاه می کردن نگاه کردم و بابام رو دیدم که وول میخوره و لبخند می زد اون تنها کسی بود که این کار رو میکرد . من دیگه نترسیدم .

کلر -6 ساله ..... مامانم منو بیشتر از هر کس دیگه ای دوست داره چون هیچ کس دیگه ای شبها منو نمی بوسه تا خوابم ببره .

الین – 5 ساله ..... عشق اون موقعی هست که مامان بهترین تیکه مرغ رو میده به بابا .

 

گریس – 7 ساله ..... عشق زمانیه که مامان بابا رو خندان می بینه و بهش میگه که هنوز هم از رابرت ردفورد خوش تیپ تره .

 

لورن – 4 ساله ..... می دونم که خواهر بزرگترم منو خیلی دوست داره بخاطر اینکه تمام لباسهای قدیمی خودشو میده به من و خودش مجبور می شه بره بیرون تا لباسهای جدید بگیره .

 

کارل – 7 ساله ..... وقتی شما کسی رو دوست دارید موقع حرکت از مژه هاتون ستاره های کوچولویی خارج می شن .

 

مارک – 6 ساله ..... دوست داشتن اون وقتی هست که مامان صدای بابا رو موقع دستشوی می شنود ولی به نظرش چندش آور نمیاد.

نظرات() 

شنبه 25 اردیبهشت 1389

دماغ عمل نکرده

نویسنده: مجید   

 اگه مثل کلنگه
مثل لوله تفنگه
با خوشگلیت میجنگه
طبیعیه، قشنگه
نگو که این یه درده
دماغ عمل نکرده

با اون دماغ همیشه
عکس تو پشت شیشه
تو سینما چی میشه
شکستن کلیشه
کاشکی بری رو پرده
دماغ عمل نکرده

  اگر که مثل فیله
و یا از این قبیله
روی نوکش زیگیله
غصه نخور، اصیله
هی نرو پشت پرده
دماغ عمل نکرده

 کم باباتو کچل کن
یا خودتو مچل کن
کی بت میگه عمل کن
قصیده رو غزل کن
میشی له و لورده
دماغ عمل نکرده

 یکی میگه درازه
خیلی ولنگ و وازه
یکی میگه ترازه
غصه نخور که نازه
ببین خدا چه کرده
دماغ عمل نکرده

 چهقد دماغ دماغ شد
قافیهمون چلاق شد
هی، یکی- چل کلاغ شد
تصنیف کوچه باغ شد
بره که برنگرده
دماغ عمل نکرده

 دماغ نگو
سوژهی شعر شاعر
طویل فیالمظاهر
پدیدهی معاصر
آهای تخم دو زرده
دماغ عمل نکرده


نظرات() 

شنبه 25 اردیبهشت 1389

چرت المثل

نویسنده: مجید   

توکز محنت دیگران بی غمی
تعجب ندارد که چون شلغمی



چنین گفت زالی به فرزند خویش

که با ژیلت کهنه،متراش ریش خویش



چنین گفت رستم به اسفندیار

که من گشنمه،نون سنگک بیار



میازار موری که دانه کش است

که مادربزرگش در تگزاس، هفتیرکش است



مزن بر سر ناتون دست زور

بزن بر سرش سنگ از راه دور


دیگ به دیگ می گه، عجب ضرب المثلی شدیم ها


حسنی به مکتب نمی رفت، جارو به دمش می بست

موش تو لونه اش نمی رفت، وقتی می رفت جمعه می رفت

نظرات() 

جمعه 24 اردیبهشت 1389

سه کردی داداش

نویسنده: مجید   

- اگه کلی واسه همه افه روشنفکری میذاری بعد میری تو یه مصاحبه فمینیستی میگی یعنی چی مگه مرد آشپزی میکنه؟! سه کردی داداش.
- اگه کلی پیش رفیقات چاخان کوهنوردیهای هفتگیت رو کردی و هفته بعد که باهاشون میری کوه نرسیده به ایستگاه اول بساط صبحونه رو راه میندازی، سه کردی داداش.
- اگه رفتی تو یه جمع متال باز و مرتب از ارادت هات به جواد یساری فک زدی، سه کردی داداش.
- اگه دفته اول که با نامزدت رفتی سینما وسط فیلم خوابت برد و آخر فیلم بهش گفتی فیلمش خیلی جالب بود، سه کردی داداش.
- اگه تو باد و بوران که پرنده تو خیابون پر نمیزنه یه نفر تو رو سوار ماکسیمای بادمجونیش کرد و آخر سر یه ۵۰ تومانی گذاشتی روی داشبوردش، سه کردی داداش.
- اگه تو یه مهمونی فوق رسمی دستت رو تا آرنج توی سوراخ بینی مبارک میکنی، سه کردی داداش.
- اگه پیش رفیقت کلی از فواید مثبت اطلاع رسانی ماهواره سخنرانی کردی و بعد که رفتی خونشون چشم از کانال Stv تركیه بر نداشتی، سه کردی داداش.
- اگه یه ساله داری با طرف چت میكنی و تمون زیر و بم زندگیت رو ریختی رو آب و یه روز بعد از كلی طاقچه بالا میری و می‌بینی كه طرف دخترخالته، سه كردی داداش.
- اگه دم از اصلاحات زدی و هی از دوم خردادی‌ها تعریف كردی و عصر موقع خونه رفتن از كیوست سر كوچه تون روزنامه كیهان می خری و می خونی، سه كردی داداش.
- اگه روز معلم خواستی استادت رو خوشحال کنی بعد جلوی اون بدبخت که سه نفر کمک میکنن تا نفسش بالا بیاد! بادکنک ترکنوندی، سه کردی داداش.
- اگه جلوی نامزدت از دست پخت مادرت تعریف می ‌كنی و بعد از گردش برای شام می بریش رستوران، سه كردی داداش.
- اگه دم از فرهنگ استفاده صحیح از اینترنت می‌ زنی و وقتی مسنجرت رو باز می کنی شونصد تا ID اد شده بالا می یاد، سه کردی داداش.
انتیجه گیری اخلاقی: این دفعه رو كه سه كردی دفعه بعد مواظب باش.
نتیجه گیری منصفانه: اگه این كارها رو یكی انجام بده می گیم طرف خیلی سه كرده ولی اگه خودمون یه موقع سوتی بدیم!!!!!!!!!!!!!!!!!

نظرات() 

جمعه 24 اردیبهشت 1389

سیرتاریخی مهریه

نویسنده: مجید   

عصر شكار: 20 كیلو گوشت دایناسور، 40 كیلو گوشت اژدها.

نتیجه: دایناسورها منقرض شدند

عصر كشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی.

نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها

عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی.

نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی

عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم

نتیجه: کمبود آب و جیره بندی شدن آب

عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سكه طلا، یك اتومبیل و هرچی که با ص شروع میشد

نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد

عصر كامپیوتر: هم وزن عروس خانم سكه طلا!!!

نتیجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است

نتیجه گیری کلی: بابا بگو نمیخوایم زن بهت بدیم دیگه... این کارها یعنی چی؟؟

عامل اصلی انقراض دایناسور ها==> عروس ها

عامل اصلی کشته شدن مردها==> عروس ها

عامل اصلی ناقص شدن مردها==> عروس ها

عامل اصلی کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها

عامل اصلی افزایش ماشین های فرسوده در سطح شهر==> عروس ها

عامل اصلی افزایش چاقی و افزایش بیماری ها==> عروس ها

لازم به ذکر است که تمام موارد بالایی کاملا جنبه شوخی داشته است . با آرزوی خوشبختی تمام زوج های جوان

نظرات() 

جمعه 24 اردیبهشت 1389

اصطلاحات دانشجویی

نویسنده: مجید   

دانشجوی تازه وارد : هالوی خوش شانس
دانشجویان ساكن خوابگاه : جنگجویان كوهستان
دانشجویان پرسر و صدا = گروه لیانشانپو
دانشجوی پزشكی : به خاطر یك مشت دلار
خانواده دانشجویان : بینوایان
دانشجوی مدل رپی : الو، الو، من جوجوام
انتخاب درس افتاده : زخم كهنه
اولین امتحان : جدال با سرنوشت
مراقبین امتحان : سایه عقاب
تقلب : عملیات سری
روز دریافت كارنامه : روز واقعه
اعتراض دانشجو : بایكوت
اعتراض برای كیفیت غذا : می خواهم زنده بمانم
دانشجوی اخراجی : مردی كه به زانو در آمد
آینده تحصیل كرده : دست فروش
رئیس دانشگاه : مرد نامرئی
استاد راهنما : گمشده
دانشجویی كه تغییر رشته داده : بازنده
سرویس دانشگاه : اتوبوسی بسوی مرگ
كتابخانه دانشگاه : خانه عنكبوتان
ژتون فروشی : آژانس شیشه ای
علت نیافتن بعضی از دانشجویان : رابطه پنهان
التماس برای نمره : اشك كوسه
سوار شدن به اتوبوس : یورش
ترم آخر : بوی خوش زندگی
تصویه حساب : خط پایان
عمر دانشجو : بر باد رفته
مسئول خوابگاه : كاراگاه گجت
ادامه تحصیل تا دكترا : دیدار در استانبول

نظرات() 

جمعه 24 اردیبهشت 1389

بهترین دانشگاه های جهان

نویسنده: مجید   

دانشگاه هاروارد در ایالت ماساچوست در سال 1636 میلادی تاسیس شد و قدیمی ترین دانشگاه ایالات متحده محسوب می شود. در طول تاریخ آن 9 رئیس جمهور آمریكا فارغ التحصیل هاروارد بوده و 40 برنده جوایز مختلف نوبل به این دانشگاه تعلق داشته اند.


دانشگاه استنفورد در سیلیكن ولی ایالت كالیفرنیا مانند سال كذشته در مكان دوم بهترین دانشگاه های جهان قرار دارد. دانشگاه استنفورد در اواخر قرن نوزدهم میلادی تاسیس شد. این دانشگاه از زمان تاسیس یك قطب اصلی تحقیقات محسوب می شود.


دانشگاه بركلی كالیفرنیا سومین دانشگاه برتر جهان است. این دانشگاه در سال 1868 میلادی تاسیس شد. دانشگاه بركلی دارای 35 هزار دانشجو است.


دانشگاه كمبریج بریتانیا چهارمین دانشگاه برتر جهان محسوب می شود. این دانشگاه در قرن سیزدهم میلادی تاسیس شد و یكی از قدیمی ترین دانشگاه های اروپا است.


ماساچوستز انستیتوت آف تكنولوژی یا MIT در نزدیكی شهر بوستن واقع شده و در سال 1861 تاسیس شد. این دانشگاه پنجمین دانشگاه برتر جهان است.


كالیفرنیا اینستیتوت آف تكنولوژی یا كال تك ششمین دانشگاه برتر جهان در نزدیكی شهر لس آنجلس قرار دارد. این دانشگاه در اواخر قرن نوزدهم میلادی تاسیس شده است.


دانشگاه كلمبیا هفتمین دانشگاه برتر جهان در شهر نیویورك واقع شده است. این دانشگاه كه در سال 1754 میلادی تاسیس شد ابتدا كینگز كالج نام داشت و پنجمین دانشگاه قدیمی ایالات متحده محسوب می شود


تصویر تركیبی از ساختمان های قدیمی و جدید دانشگاه پرینستون هشتمین دانشگاه برتر جهان. این دانشگاه در سال 1746 در شهر پرینستون در ایالت نیو جرسی تاسیس شد. جان اف كندی ، رئیس جمهور فقید آمریكا از مشهورترین دانشجویان آن و آلبرت انشتین ، مشهورترین استاد این دانشگاه محسوب می شوند.


دانشگاه شیكاگو در منطقه هاید پارك شهر شیكاگو در سال 1890 توسط جان دی راكفلر تاسیس شد. این دانشگاه نهمین دانشگاه برتر جهان است.

دانشگاه آكسفورد بریتانیا دهمین دانشگاه برتر جهان است. این دانشگاه در اواخر قرن یازدهم میلادی تاسیس شد و قدیمی ترین دانشگاه بریتانیا است.

نظرات() 

ویژگی های کلی:این دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه ای به اسم پسر غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوار شده اند اتوبوس می باشد.از نظر شکل ظاهری بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند!!!

و اما خصوصیات دانشجویان دختر:

ترم 1- اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ- س – ر یک کلمه معنی دار بسازید مخ آنها ERROR میدهد! چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً کسی را تحویل نمیگیرند.و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند! {پیشنهاد میکنم که در دختران ترم یکی (صفری) به دنبال GF نباشید چون اولاً پا نمدهند و ثانیاً اگر حتی یکی از این دختران برای دوستی پا بدهد(یکی در هر 10 میلیون سال)همه به شما به چشم یک همجنس باز نگاه خواهند کرد!} فقط برای عملیات قضای حاجت به WC می روند.طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه تا خانه می باشد.به پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند.تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند.سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند. وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند!(بی جنبن دیگه!!!) در فاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند!

ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمیباشند!متوجه میشوند به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقدار بسیار ناچیز از قطر ابروها کاسته میشودولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد.سر کلاس متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی دانند.کماکان مسیر دانشگاه تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود.نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر را از کتابخانه میگیرند.اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی میشنوید با این مضمون:سلام علیکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوی تریای دانشکده رد میشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)

ترم 3 - به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند.به این نکته حیاتی پی می برند که تنها استفاده WC قضای حاجت نیست!!!سوژه خنده پیدا می کنند.همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا 4 جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند.می فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد! تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود.در جواب سلام شما میگویند سلام!

ترم 4 – با واژه BF آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند.ابروها نازک میشودو سیبیل ناپدید!در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به WC میروند!!!همیشه در دانشگاه از قسمتهای "پر پسر" عبور میکنند.شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه!(نکته:اگر دیدید که جلوی در آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسید پس: 1- دختره ترم 4 درس میخونه.2-شما خوشتیپید!.3 – یالا مخشو بزن دیگه چلمن!)
شروع میکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب یکبار به خانه میروند برای حاضری و به خاطر غر زدن های مامان بابا.(خوب پدر مادرن دیگه دلشون تنگ میشه شما به بزرگی خودتون ببخشید!) و تعویض لباس و بقیه روز ها خونه دوستشون درس میخونن!(آره جون خودت .بیچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما میگویند:سلام.چطوری؟خوبی؟

ترم 5 –یکی از این موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست می آورند اما چون تازه کار هستند بامبول های زیادی سرشان پیاده میشود!اصلاً سر کلاسها نمی روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند دیگه احدی را تحویل نمیگیرند و درست مثل ترم یک میشوند( چون این دفعه فکر میکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده این پسره افتاده تو بغل اینا! =آخر بی جنبگی)کوتاهترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه به کافی شاپ و سپس خانه میباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره ای باقی مانده است!(اینجاست که میگن مردونگی مرده!!!) به دلیل افزایش آرایشات روی صورتشون اضافه وزن می آورند و برای جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم میکنند!یک میز اختصاصی برای خودشان و BF شان در تریا دانشکده رزرو است!تابلو میشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک می شناسند.سند کمیته انضباطی را به نامشان میکنند!
در جواب سلام شما (بعد از 10 دقیقه!) می گویند:اوا سلام ببخشید حواسم نبود(طرف داره عاشق میشه و حواسش یه جای دیگست....خاک بر سرت!)

ترم 6 – خیلی تابلو میشوند!عاشق میشوند! مورد سوءاستفاده قرار میگیرند!مشروط میشوند!!!

ترم 7 –به طرز وحشتناکی تابلو میشوند! در عشق شکست میخورند!مشروط میشوند

ترم 8 – دوباره آدم میشوند.دیگر تابلو نیستند چون جوانان مستعد دیگری جای آنها را میگیرند(من لذت می برم میبینم این جوونا.......!)جای جای دانشگاه برایشان خاطره انگیز است.مثل بچه آدم این ترم درس میخوانند فارغ میشوند.در به در دنبال شوهر میگردند.به نگهبان جلوی در دانشگاه هم پا می دهند.


بعد از دانشگاه: ازدواج میکنند و رخت بچه میشورن

نظرات() 

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات